خورشاه بن قباد الحسينى

61

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

مجموع در ظل رايت حضرت شاه دين پناه جمع آمده به سعادت و اقبال از بسطام « 1 » به ييلاق كالپوش « 2 » خراميد و حاكم شيراز ، سلطان خليل را با فوجى از دلاوران آهن فرسا به رسم منقلا به طرف مشهد مقدّس روان گردانيد و عبيد اللّه خان كه در آن ولايت اقامت داشت چون از اين معنى خبر يافت اقدام ثبات و قرارش متزلزل شده چارهء كار در فرار منحصر دانست . در وقتى كه خليل سلطان به يك فرسخى « 3 » آن خطّه رسيد ، او بعضى از ارباب و كلانتران را غارتيده ، عنان هزيمت به سوى مرو شاهجهان انعطاف داد و آنجا نيز مجال توقّف نيافته از جيحون عبور نموده راه بخارا پيش گرفت و بر اين قياس از استماع قرب وصول سپاه ظفر اقتباس خوف و هراس بر باطن تيمور سلطان كه در دار السلطنهء هرات بود راه يافته عازم سمرقند گشت و از اكابر هرات امير غياث الدين محمد ميريوسف و امير سلطان محمود بن امير غياث و خواجه جلال الدين قاسم و مولانا قاسم خواند امير و خواجه شاه حسين خيابانى را كوچانيده همراه به ماوراء النّهر برد و در ديار خراسان از فرق اوزبكان ديّار نماند . شعر چو ديدند خانان گردن فراز * كه آمد سوى بيشه آن شير باز « 4 » چو شيران همه بيشه پرداختند * به آهنگ توران فرس تاختند « 5 » امّا تيمور سلطان چون به دار الملك سمرقند رسيد ، قاصد جان امير غياث الدين محمد ميريوسف گشت . آن عاليجاه نقابت پناه بر ما فى الضمير او اطّلاع يافته به مقتضاى كلمهء « الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين » « 6 » عمل نموده به امداد مولانا نظام كه مسند صدارت داشت از سمرقند فرار نموده پياده به حصار شادمان آمد . ظهير الدين محمد بابر ميرزا خدمتش را اكرام و احترام نموده به دار السلطنهء هرات

--> ( 1 ) . بسطام : در شش كيلومترى شاهرود واقع است ( فرهنگ معين ) . ( 2 ) . ب : كالنوش ؛ ت : كالبوش . عالم آراى عباسى ، ج 1 ، ص 89 ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 88 : « كالپوش » ؛ ييلاقى است در نزديكى بجنورد ( لغت نامه ) ؛ در ظفرنامهء يزدى : كاوكوش ( ج 1 ص 382 ) ؛ و گرگان نامه : كالپوش ، كه در مرز خراسان و استرآباد قرار داشته است . ( 3 ) . ب : فرسخ . ( 4 ) . شاهنامه ، برگ 171 الف : كه آن شير آمد سوى بيشه باز . ( 5 ) . همان مأخذ ، همان برگ . ( 6 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 264 .